در حیرتم از خود که این‏گونه از وادی ارقام به اشعار شده‏ ام


دلخون بدهکار، اسیر بستانکار بی علت و دلیل حسابدار شده‏ ام


سال‏ها خواندم تراز و سود و زیان حالا اسیر مالیات و انبار شده ‏ام


خلاص این نشده به دام دیگری ‏ام آرسن لوپنی تمام عیار شده ‏ام


از آب حوض بلدم تا شیر مرغ آشپز، مهندس، پرستار شده ‏ام


به هزینه آب می‏دهم به سود، دارو ناجی دفاتر بیمار شده‏ ام


برای مبادی دلخواه می‏پزم دفتر بفرمایید شام، سرآشپز بازار شده ‏ام


تهاتر، طبقه‏ بندی، حذف یا تعدیل قیچی، و چسب، و پرگار شده ‏ام


اگر شرکتی هم به هوا بشود اولین است که بر دار شده ‏ام


حالا فکر بد نکنید چرا مشغولم از ترس آخر تیر پرکار شده ‏ام


تعطیلات تابستان همه در سفر و من عزادار نرفتن تور و گردش شده ‏ام


برایتان عجیب نیست که چرا شاعر شعرهای بودار شده ‏ام


قسم به پاچولی، و هندریکسن از رقص ارقام نابه‏هنجار شده‏ ام 


طبقه بندی: طنز حسابداری، 
برچسب ها: طنز، حسابداری،  

تاریخ : پنجشنبه 26 آذر 1394 | 02:08 ب.ظ | نویسنده : هنرمند | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات